آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
25
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
عبور از خاك عثمانى و صدماتى كه از عثمانيها بر ما وارد آمد بعد از اينكه از رودخانهء ارونت پياده شديم راهنماى ما آنجلو به قدر دو ميل به سمت داخل پيش رفت تا براى ما مأكولات و آذوقه ابتياع كند . در آن قصبه يك نفر سپاهى يعنى از سربازان سلطان نيز ساكن بود و حكومت آن محل را بر عهده داشت . در عثمانى سوارهاى عسكريه سپاهى ناميده مىشوند . اين سپاهى با چند نفر ينكيچرى و آدمهاى ديگر پيش ما آمد در به دو امر با ما خوشرفتارى كردند ولى كمكم وضع ملاطفتآميز خود را تغيير داده به مذمت و ملامت پرداختند . بعد بعضى اسباب و آلات ما را خواستند از دست ما بگيرند و اگر كسى از ماها ضديت مىكرد آنها كتك مىزدند . ما هم جسارت نمىكرديم در مقام تلافى برآئيم بلكه صبر و تحمل مىنموديم . زيرا كه قانونى در عثمانى هست كه اگر شخص عيسوى عثمانى را بزند يا بايد خود او عثمانى شود يا دست راست او را قطع كنند . به واسطهء اين